قصيدة أُمتي قصيدة:الدكتور الشيخ أحمد الوائلي

13 08 2008

قصيدة أُمتي

من الشاعر الشيخ احمد الوائلي
 

أُمّتي أرستِ الخطوبُ السودُ

فأقرعيها ، ولا يلنْ لكِ عودُ

وانتشي باللظى فما برحَ الكأس

خلياً من اللظى يستزيدُ

وانْشِقي من دخانِهِ فدخانُ

النار في رحمةِ المعامعِ عودُ

إنّه الأثمدُ المحبّبُ لم تكحل

من مثله العيونُ السودُ

إنّه والحرابُ محمومة الطعن

خضوبٌ من الدما تغريدُ

والجباهُ السمراءُ تستشرف الطعن

كما استشرف الهوى معمودُ

أنت بين اثنتين إمّا وجودٌ

يتحدّى الفنا وإمّا لحودُ

 

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: